تبليغاتX
یادداشتهای عاشقانه من
یادداشتهای عاشقانه من

 

چه سخت است زندگی . . . 

آن هنگام که احساس کنیم زیر این آسمان کبود کسی نیست    

     که ما را دوست داشته باشد . . .      

 




عشق نمی پرسه که تو کی هستی،

 فقط میگه: تو مال من هستی

 عشق نمی پرسه اهل کجایی،

فقط میگه: تو قلب من هستی

 عشق نمی پرسه تو چی کار میکنی،

 فقط میگه: باعث میشی قلب من به تپش بیفته

عشق نمی پرسه چرا دور هستی،

 فقط میگه: همیشه با من هستی

عشق نمی پرسه دوستم داری ،

فقط میگه: دوستت دارم

دیدی غزلی سرود

عاشق شده بود . . .

انگار خودش نبود

عاشق شده بود . . .

افتاد و شکست زیر باران پوسید

آدم که نکشته بود

عاشق شده بود . . .

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من

 من خودم بودم و یك حس غریب

كه به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم و دستی كه صداقت می كاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

 من خودم بودم و هر پنجره ای

كه به سرسبزترین نقطه بودن ...

وا بود

 و خدا می داند

 بی كسی از ته دلبستگیم پیدا بود

 من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افكار پلید

 من به دنبال نگاهی بودم

 كه مرا از پس دیوانگیم می فهمید . . .


زندگی می گذرد چه باشی چه نباشی . . .

خوب و بد هر چه بود گذشت

خاطراتی ماند و سوالاتی بی جواب . . .

منتظر ماندم و نیامدی

و

در بودنت تردید کردم

 

برگ هاي پاييزي رو زير پاهات له نکن چون همون ها يه روزي بهت نفس ميدن. . .

 عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهيد  . . .

عشق آن است که صد دل به يک يار دهيد . . .

دنيا را بد ساخته اند . . .

كسي را كه دوست داري تورادوست نمي دارد.

 كسي كه تورا دوست دارد  تو دوستش نمي داري

 اما

 كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

 به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسید و اين رنج است.

زندگي يعني اين . . . 

دوستت ندارم و دوستت دارم


اين را بدان که من دوستت ندارم و دوستت دارم
چرا که زندگاني را دو چهره است،


کلام، بالي ست از سکوت،
و آتش را نيمه ای ست از سرما.

دوستت دارم برای آنکه دوست داشتنت را آغاز کنم،


تا بي کرانگي را از سر گيرم،
و هرگز از دوست داشتنت باز نايستم:
چنين است که من هنوز دوستت نمي دارم.

دوستت دارم و دوستت ندارم آن چنان که گويي


کليدهای نيک بختي و سرنوشتي نامعلوم،
در دست های من باشد.

برای آنکه دوستت بدارم، عشقم را دو زندگاني هست،


چنين است که دوستت دارم در آن دم که دوستت ندارم
و

دوستت دارم به آن هنگام که دوستت دارم . . .



من دلم می خواهد

 خانه ای داشته باشم پر دوست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی آن  با قلم سبز بهار

مینویسم:

خانه دوستی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیکر

خانه دوست کجاست . . .



مطالب پيشين

اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


دوستان خوبم

دنياي اس ام اس
نداي عشق
یا علی مدد
همه روزهای من
چشمای منتظر به پیچ جاده
بیدلانه
آه عاشقان
تايتانيك
لیلی
ناگفته های زیبا
همسفر زندگی
شبنم سحر گاهی
برو دیگه برام از عشق حرف نزن
که تو را ز جان پرستم
تبريز سوتي
حرفهاي لطيف
آرزوهاي آبي
زندگييه بي تو
شعرهاي عاشقانه
من كجايم
غوغاي عشق
فصل زرد
عشق
شعر و موزيك
نامه ای نوشته بر باد
همسایه ی دل
اشك بارون
نوشته های من

 
 
 

نويسندهنايس