منتظر نباش كه شبي بشنوي از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !كه عزيز باراني ام را
منتظر نباش كه شبي بشنوي
در جاده اي جا گذاشتم
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم
توقعي از تو ندارم
اگر دوست نداري
در همان دامنه ي دور دريا بمان
هر جور تو راحتي . . .
باران زده ي من
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست
من كه اين جا كاري نمي كنم
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم . . .
باران مي بارد . . .
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت0توسط نایس | |
خانه تنهایی دل من نداي عشق یا علی مدد همه روزهای من چشمای منتظر به پیچ جاده بیدلانه آه عاشقان تايتانيك فارسی 1 ناگفته های زیبا همسفر زندگی شبنم سحر گاهی پاییزه که تو را ز جان پرستم تبريز سوتي حرفهاي لطيف آرزوهاي آبي زندگييه بي تو شعرهاي عاشقانه من كجايم غوغاي عشق فصل زرد عشق شعر و موزيك نامه ای نوشته بر باد ستاره درخشان اشك بارون نوشته های من وضعیت یاهو