تبليغاتX
یادداشتهای عاشقانه من



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


یادداشتهای عاشقانه من

منتظر نباش كه شبي بشنوي


از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !كه عزيز باراني ام را


در جاده اي جا گذاشتم

يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم

توقعي از تو ندارم


اگر دوست نداري


در همان دامنه ي دور دريا بمان 


هر جور تو راحتي . . .

  باران زده ي من


همين سوسوي تو


از آن سوي پرده ي دوري


براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست

من كه اين جا كاري نمي كنم

فقط گهگاه


گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم  . . .


همين


اين كار هم كه نور نمي خواهد


مي دانم كه به حرفهايم مي خندي


حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم


باران مي بارد . . .

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت0توسط نایس | |