تبليغاتX
یادداشتهای عاشقانه من



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


یادداشتهای عاشقانه من

ای آرزوی من

 تو آن همای بخت منی

گز دیار دور

پر پر زنان به کلبه من پر کشیدی

بر بامم ای پرنده عرشی خوش آمدی

در کلبه ام بمان

 

 

ای آنکه همچو من

یک آشیان گرم محبت ندیده ای

نوشین لبی که جان به لبم میدمد تویی

عمر منی که تهب و توان داده ای به من

با من بمان که روشنی بخت من ز توست

آری تویی که بخت جوان داده ای به من

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت0توسط نایس | |

یادم میاد که پارسال منتظر روز تولدت بودم . . . اون موقع ها خیلی عاشقت بودم . . . شاید

 الانم  

باشم نمی دونم . . .

 اما الان فقط خاطره هایی کمرنگ مونده که مرورشون میکنم . . .

  میدونی که تقصیر من نبود  تو خودت نخواستی ....

اما همیشه یادت باشه

 

رفتن . . . پایان نیست . . .

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت1توسط نایس | |